به نام خدا
سایت مشاورفیلم: در سلسله گفتگوهایی که در این بخش با کارشناسان محترم داشتیم، مباحث بیشتر پیرامون شناخت مفهوم مشاوره و مسائل آن بود که بالطبع مباحث انتزاعی بودند، اما با توجه به اینکه حضرتعالی تجربه های عینی فراوانی در امر مشاوره و همراهی با هنرمندان و همچنین مدیران در عرصه هنر دارید، ما سعی میکنیم در این گفتگو این تجربه ها را به ادبیات علمی این حوزه وارد کنیم. منطقاً ابتدا از تعریف مشاوره و خصیصه های یک مشاور فیلم شروع کنیم و البته این مطلب را هم با توجه به مقدمه ای که عرض شد تا حد امکان انضمامی بفرمائید. و توجه هم دارید که مشاوران ما عمدتا طلبه میباشند.
آقای اسدی زاده: بله، ابتدا خوب است موضوع گفتگو را تعریف کنیم تا بحث‌مان دچار انحراف نشود، اساسا مهم‌ترین چالش عرصه فرهنگ، ابهام در تعاریف مفردات فرهنگی است. موضوع گفتگوی ما مشاوره دينيِ اثر نمايشي است نه سایر قالب‌های رسانه‌ای؛ كارشناس رسانه‌ای هم نيست؛ كارشناس كسی است كه جلوی دوربين می‌نشیند و با مخاطب روبرو می‌شود. ببینید هر کدام از این عنوان ها و سایر عناوین و مشاغل و پست های کارشناسی برای خودش تعریف مستقل و البته عوارض و کارکردهای مستقل و به شدت متفاوتی دارد کاملا مثل سایر مشاغل و پست های رسانه ای و هنری، دقت کنید که یک فیلم محصول کار  فیلمنامه نویس،کارگردان،تهیه کننده، بازیگران و کلی آدم در یک تیم حرفه ای است و پر واضح است که هیچکدام از آنها تعریف، وظیفه وکارکرد عین هم ندارند. در بحث مشاوره فیلم هم همین گونه است در گفتگویی که با شما دارم سعی می کنم فقط به تعریف، نقد و تشریح فعالیت های مشاور آثار نمایشی بپردازم.
مصاحبه کننده: حال برای این مشاوره با این توصیف که گفته شد، در عمل برای ورود طلاب به این عرصه با چه مسائل و مشکلاتی مواجه هستیم؟
آقای اسدی زاده: روحانيت شأن مستقل و تعریف مستقلی دارد و بر اساس این تعریف وظیفه و کارکرد هم دارد او وقتي پيوست مي‌شود به اثر نمايشي، مي‌شود كارشناس ديني يا مشاور مذهبي و بايد درباره اين محصول نمايشي كار انجام دهد اولين نكته اين است كه ما آدمي كه در اين حوزه كار كند نداريم.
پس به نظرم اولين مشكل نبود اين آدم‌هاست؛ ما طلبه‌هایی كه فكر كنند وظيفه‌شان تلويزيون، سريال تلويزيوني، فيلم سينمايي و داستان رسانه‌اي است خیلی نداریم؛ کسانی که همانقدر كه در طلبگي كار و ملايي مي‌كنند اينجا هم كار و ملايي كنند؛ البته توضیح این نکته ضروری است که كارهايي كه پس از ضبط يك فيلم انجام می‌شودکه مثلا این نما یا آن کاراکتر یا فلان دیالوگ باید حذف شود يا کارهایی که در حین تولید تنها در صورت و شکل انجام می‌شود مثلا خواهش و تمناهايي كه حاج آقا تو را به خدا برايمان عمامه بپيچ اصلاً به نظرم اين‌ها كار طلبگي نيست؛ اين‌ها كاري است كه هر تكنسيني مي‌تواند انجام دهد.
آخرين باري كه رفتم سر يك پروژه تلویزیونی به طراح لباس گفتم بيا من به شما عمامه‌پيچيدن را ياد بدهم كه اين‌قدر اين بچه‌هاي سينما به خاطر عمامه پيچيدن نه اشتباه بكنند و نه به طلبه‌ها دردِسر بدهند.
 اگر يك طلبه بخواهدکار طلبگي بكند و مشاور يك سريال باشد بايد كارِ طلبگي كند؛ در مرحله بعدي سئوال پيش مي‌آيد كه در این صورت این طلبه چه كار بايد بكند؟
به نظرم مي‌آيد كه اولاً بايد بر اساس مباني رفتار كند، مباني مي‌گويد تا چيزي را نشناختي ورود نكن؛ والبته رسیدن به شناخت در مقوله سینما و تلویزیون خيلي سخت است. چرا سخت است؟ اول به لحاظ بُعد اين مقوله از دانش و تجربه طلبگی، سینما اصالتاً پایه‌اش خارجی است وبا ضَرَبَ ضَرَبای ما نسبتی ندارد دوم برای سرگرم‌سازی مخاطب بنا شده و منِ‌طلبه نمي‌خواهم مردم را سرگرم كنم، غافل کنم و از یاد خدا دور کنم، سوم این هنرصنعت در بعد نظری سابقه‌ای صدساله دارد که فهمیدنش فوق العاده زمان‌بر است و البته طلبه‌های زیادی قبل از تو این راه را نرفته‌اند که ادامه بدهی و چهارم اینکه در حیطه عملی نیز ورود براي هر طلبه‌ای محدود و غالبا مسدود است لازم است  این نکته را توضیح بدهم ما وقتي به یک عروسي هم مي‌رويم مردم موسيقي خود را كم مي‌كنند، یعنی شأن طلبگی این محدودیت را می‌آورد در سينما هم به لحاظ خاص بودن همينطور است یعنی دارای حدود و مرزهایی است که به راحتی نمی‌شود و نباید در آن ورود کرد. پس این كه بگوييم كه ما تاریخ سينما خوانده‌ايم؛ ما دو سال دانشكده درس خوانده‌ايم؛ اين شوخي است و شناخت طلبگي نيست. شناخت  طلبگی یعنی مطالعه،مباحثه،نگارش و نهایتا تدریس؛ این ۴ مرحله حداقل کاری است که یک طلبه باید انجام دهد.اگر یادتان باشد اوایل طلبگی میفرمودند بین" بدان "و"بخوان" خیلی فرق وجود دارد،یک مشاورسینمایی و تلویزیونی باید دانش سینمایی و  هنری را بداند نه آنکه بخواند.
سایت مشاورفیلم: خوب بر فرض که شناخت حاصل شد بعد چه باید کرد؟
آقای اسدی زاده: بعد از اينكه شناخت حاصل شد در مرحله بعدكه باز مبتنی بر همان مباني طلبگي است یک طلبه باید براي اين كار وقت کامل بگذارد در مقوله سینما اينكه سری بزني و بروي كار خودت را بكني جواب نمي‌دهد؛ ما دوستان فاضلي داريم كه تاریخ و نظریات سينما را خيلي خوب مي‌دانند و حتی تا حدودی تولید و اقتضائات آن را در تجربه میدانی کسب کرده‌اند ولي حالا وقتش را نمي‌گذارند و هنوز فكر مي‌كنند كه اين كار دومشان است در حالي كه به نظرم اين كار اول و آخر باید باشد.برخی از دوستان تاريخ سينما،فیلم‌نامه و توليد را تدريس مي‌كنند ولي وقتي مي‌آيند كه در يك پروژه سینمایی مشغول بشوند انگار كه كار بدي مي‌كنند سعی می‌کنند در اسرع وقت به عالم تدریس برگردند. تعبیر من این است که این دوستان هنوز حکم به طهارت سینما نکرده‌اند یا این حکم را برای دیگران کرده‌اند و ارتکاب خوشان از باب أکل مِیته است!
برخی دیگر نیز وقت لازم را نمي‌گذارند؛ مثلاً در مؤسسه فلان مشغولند، تدريس و تحقيق و مباحثه‌اشان را دارند و در مورد سينما مطلب مي‌نويسند؛ در مورد فيلم فلاني اظهار نظر هم مي‌كنند و... سينما يك زندگي است بايد بيايي در اين عالم؛ عالم پيچيده و عالمی تخصصي است و همه وقت را می‌طلبد اين‌طور نيست كه پاره‌اي از وقت را بگذاريم تا مسأله حل بشود؛ اين جواب چه بايد بكنيم.
در مرحله بعد اگر منِ طلبه رفتم ياد گرفتم شناخت را به دست آوردم وقت هم گذاشتم، باید بدانم نسبت به آن كار مسؤول هستم؛ اگر آقاي بزرگواری گفت كه سریال پرده نشين اينجوري بود من حق ندارم بگويم به من ربطي ندارد چون مي‌دانم كه ربط دارد؛ اگر وقت نگذاشتم؛ چرا نرفتم!؟ اگر رفتم و نشده؛ پس دلیلش را چرا نگفتم!؟ اين كه گفتم و نشنيدند يعني چي!؟ اگر این توجیهات شکل بگیرد نشان می‌دهد این وظیفه درست محقق نشده است.
سایت مشاورفیلم:
يعني شما مي‌گوييد كه امكانش هست كه حرف يك مشاور مذهبي با آن شرايط كه شما گفتيد به كرسي بنشيند و آن چيزي كه مد نظرش هست انجام بشود!؟
آقای اسدی زاده: حتماً حتماً؛ منتها مي‌گويم كه حتي اگر نشده من مسئول هستم بروم و بگويم كه به فلان دلايل نشده است.
لازم است دو مطلب را من توضيح بدهم، اول، يك اثر هنري مثل فيلم همیشه اينطور نيست كه آن چيزي كه روي كاغذ نوشته شده است تماما محقق شود؛ خیلی وقت‌ها مي‌رويم نمي‌شود، مي‌رويم ضد و مخالفش مي‌شود، يك فيلم مي‌سازيم كه مردم بخندند بعد هو مي‌كنند. يك فيلم مي‌سازيم كه مردم گريه كنند مي‌خندند؛ اين يك خلق هنري به وسیله آدم‌هاست؛ اگر ما فکر می‌کنیم كه يك كار صد‌در‌صد محقق می‌شود، حتماً نمي‌شود! و البته همه تلاش‌مان را می‌کنیم و دعا مي‌كنيم كه بيشترين سطح را بتوانيم به دست بياوريم؛ الان در وجه غالب سينماي ايران رايج است كه بچه‌هاي فيلم‌نامه اگر بیش از پنجاه درصد متن در بيايد راضی‌اند؛ يعني دوستان فیلم‌ساز تلاش مي‌كنند تا هفتاد درصد فيلم‌نامه را در بياورند؛ تازه این وضعیت فيلم‌نامه است. اصلاً ما نبايد در معنا، محتوی، داستان و...از اين محصول توقع تحقق صد‌در‌صدی داشته باشيم؛ پس مسؤوليت ما اين‌گونه تعريف مي‌شود كه ما فكر ‌كرديم بشود همه تلاش‌مان را هم کرده‌ایم ولي ممکن است نشود. اگر این اصل را درک کردیم مسئولیت یک طلبه هم تعریف می‌شود و اگر در پروژه‌اي فكر مي‌كرديم كه چه‌ها باید می‌شد و نشد اولاً طلبه‌ی مشاور را سرزنش نمی‌کنیم و ثانیا اصلاً پیش نمی‌آیدكه من طلبه بگويم به من مربوط نيست و بزنيد پدر فیلمساز را در بياوريد.
اين بخش اول است يعني ما در خلق اثر هنري اين فهم را داشته باشيم كه خلق اثر هنري از ايده تا پخش تا پرده سينما يك فرآيندي است كه همه‌اش محقق نمي‌شود نبايد اين توقع را داشته باشيم.
مطلب دوم اين است كه اگر بخش اول اين بحث اين باشد كه خود محصول هنري مسؤوليتش اين‌جوري با تشكيك تعريف مي‌شود؛ بخش ديگر اين است كه وقتي كه اثر هنري مي‌خواهد خلق بشود و من در شأن طلبه هستم باید فیلمساز از من بخواهد. از شما سئوال مي‌كنم كه اگر كسي شمای طلبه را به تبليغ دعوت نكند آيا به تبليغ مي‌رويد؟ يك دعوت عامي وجود دارد كه سازمان تبليغات اسلامی آنجا از شما دعوت مي‌كند؛ خيلي وقت‌ها است كه دعوت خاص هم وجود دارد كه مثلا حاج يد الله زنگ مي‌زند كه حاج آقا مي‌شود این دهه را روستای ما بيايي؟
پس به نظرم اولا و بالذات اصلاً منِ طلبه تكليفي ندارم كه بروم خودم را تحميل كنم به يك پروژه سینمایی و تلویزیونی؛ بايد كارگردان و تهيه كننده و مؤلف اين نياز را داشته باشد و اگر این نیاز را بروز داد اینجا است که بر من تکلیف می‌شود.
حقيقتاً بنده وقتي تقاضا مي‌كنند، زنگ مي‌زنند، مي‌نويسند و مي‌آيند دنبالم، به لحاظ تكليفي مي‌روم و الا اگر خودمان برویم و به نحوی خودمان را بر پروژه تحمیل و الصاق کنیم به دلیل عدم نیاز فیلمساز،کم اثر و نتیجتا کم ارزش می‌شود و خوب کاری که از اول کم ارزش شروع شود غالبا ارزشمند تمام نمی‌شود؛ در ثانی ما به عنوان طلبه‌ها در عرصه هنر هزاران کار بر زمین مانده داریم مثل مباحث نظری دین و هنر، تولید الگوی دینی، نگارش فیلم‌نامه‌دینی و... که انجام دادن‌شان به لحاظ تأثیر و نسبتش با عالم طلبگی اولا و بالذات است و باید به آنها بپردازیم و ثانیا و‌بالعرض به مشاوره و اصلاح، و طرداً للباب به نقد و ارزیابی بپردازیم.
سایت مشاورفیلم: لازم نيست كه ما كاري بكنيم كه يك فرآيندي به وجود بیاید كه اين‌دوستان هم احساس نياز بكنند و هم به این مشاوره اعتقاد پيدا كنند كه در اين پروژه بايد يك مشاور مذهبي باشد كه كار ما در بيايد ویا  بهتر در بيايد؟
آقای اسدی زاده: به نظرم همان‌طور که قبلا گفتم وظیفه ما طلبه‌ها اولا این نیست. اگر ما حرفي براي زدن در این رسانه داریم که داریم، و دانش و صنعت سينما را بلد شده‌ايم که داریم می‌شویم، خودمان باید ‌بسازيم. اين خلق اثر است، در مبحث مشاور مذهبی منِ طلبه مشاورم، مولف و صاحب آن نيستم و تنها نسبت به شأن مشاور مسئولم. به نظرم وقتی فیلمساز مشاوره نمي‌خواهد ومي‌گويدكه من مشاور نمي‌خواهم؛ اجازه بدهيد ما به کارهای اصلی‌تر خودمان در این عرصه بپردازیم او هم به تولید اثرش بپردازد. ما هرگز قوه قضائيه، دادستان، مدعی العموم و نيروي انتظامي هم نيستيم. در حکومت اسلامی اگر فیلمساز خطایی کرد این نهادها موظف به رسیدگی‌اند در بخش ممیزی هم در ارشاد و تلویزیون مسئولینی داریم که مدام پیگیرند. لذا اساسا ترس از انحراف هم ما را مکلف به این ارائه‌کردن‌های بی تقاضا نمی‌کند.
بايد طوري جلو برويم تا كسي كه مي‌خواهد در رابطه با طلبه‌ها فيلم بسازد خودش احساس كند كه مي‌روم اينجا و به کارم ارزش افزوده می‌دهند؛ ولي نگاهم اين نيست كه بايد به اين بچه‌ها، سينمايي‌ها، تلويزيوني‌ها بگوييم فلان و فلان کنید؛ مي‌گويم كه طلبه‌ها اين كار را بكنيد. اگر با شرایطی که عرض کردم ده تا طلبه داشته باشیم فیلمسازها خودشان مي‌آيند با رغبت هم می‌آیند؛ الان در خانه كي را بزنند!؟ البته الحمدلله شماها خانه ها و جاهایی را راه انداخته اید ولی همه به خوبی واقف هستید که این تلاش های ماجور به هیچ وجه کافی نیست.
میگویم طلبه‌ها بياييد اين كار وظيفه ماست و روي زمين مانده و انجام نشده است؛ بياييد اين كار را بكنيد و سينما را بشناسيد، داستان و سريال را بشناسيد؛ يقين دارم كه آنها مي‌آيند؛ همين الان هم مي‌آيند؛ همه فيلم‌ها و سريال‌هايي كه در اين فضا ساخته مي‌شود بالاخره يك حجت الاسلام تهش خورده است؛ آخرش نشده فیلمساز رفته در اولین مسجد را زده است؛ يعني فیلمسازها هم نسبت به فیلم‌شان نگراني دارند ولی محصول نه خواست آن‌هاست نه خواست اینها، چون فرایند درست و طلبگی تعریف نشده است. البته از آن بخش از سينما و تلويزيون هم حرف نمي‌زنم كه بيمار هستند و مي‌خواهند به آخوند‌ها یا مفاهیم دینی طعنه بزنند، عرض کردم که برخورد با آن كسي هم كه مي‌خواهد به طلبگی آسیب بزند باز هم يك مبادي روشن و قانونی دارد، وزارت ارشاد و مميزي وجود دارد، بعد هم که قوه قضائیه و پلیس. اساساً طلبه ی مشاورِ مذهبي، مميز و پلیس و قاضی نيست، فقط مشاورِ مذهبي است، و سعي می‌كند ايرادات كار و محسنات كار را بفهمد و كار را از جايي كه هست به جاي بهتري برساند.
این فرآيندی که عرض کردم فرآيند برادري و رفاقت است که البته مبتنی بر ایمان و آگاهی است؛ در این فرض اصلاً حتي اگر فیلمساز به حرفت گوش نداد تو جلوي رسانه‌ها آبرويش را نمي‌بري، توي خانه گوشش را مي‌پيچاني. و اگر به حرفت گوش داده ولی به هر دلیلی مفهوم از دستش در رفته است نجاتش می‌دهی و در مسئولیتش شریک می‌شوی.
حالا اگر در يك مورد هم نشد عيبي ندارد منِ طلبه باید بدانم با این فیلمساز سال‌ها و پروژه‌های متعدد کار دارم نباید برای یک اشتباه یا یک خودرأیی این رابطه را از بین ببرم؛ به نظرم حقيقتاً طلبه باید اين‌گونه به کار نگاه کند.
خلاصه این امر محقق نمی‌شود مگر از طریق اقدام و حرکت درست ما طلبه‌ها، علی رغم انجام دادن کارهایی که گفتم باید صبوری زیادی هم بکنیم نه به دلایل پیش‌گفته بلکه به خاطر سابقه هم‌نشینی تاریخی کارشناسان مذهبی و اهالی سینما تاکنون.
بگذارید توضیح بدهم اساساً غالب بچه‌هاي سينما و تلويزيون از ما مي‌ترسند، چون بیشتر وقت‌هایی که به ما رسيدند در موضع نقد و توبیخ بوده‌ایم؛ آقا فيلمت بد است، آقا شما که معارف را بلد نبوديد چرا ورود می‌کنید و... ضمنا این‌ها را یواشکی و برادرانه نگفته‌ایم گاهی در اينترنت و مجلس و ملأ عام فریاد زده‌ایم؛ به نظرم اصلاً اين‌ها طلبگي نيست.
سير تاریخی را شما در نظر بگيريد مثلا در سريال‌هاي ماه مبارك اين بچه‌هاي تلویزیون مفاهیم مذهبي را كار می‌كردند، گاهی اشتباه هم كردند ولي ماه مبارك يك تعداد فيلم مي‌ساختند و مردم را به ياد قيامت مي‌انداختند، یاد توبه و معاد می‌انداختند. به نظرم نحوه تعامل ما منجر شد به اينكه چند سال است كه برگشته‌اند و به قول خودشان کار کم دردسر مي‌سازند، ملودرام عاشقانه،کمدی و... هرچه که از حوزه دین دورتر کم دردسرتر. كار به جايي رسيده كه يك سينماگرِ باسواد كه مي‌تواند در نظريه پردازي سینمای دینی کمک‌کارمان باشد در یک برنامه تلویزیونی از این نظريه دفاع مي‌كند كه سينما ظرفِ نشان‌دادن اهل بیت(ع) نيست! و یقین دارم که این نظر مبتنی برمباني دقیق نیست اما متکی بر تجربه‌های انجام شده تا کنون است. البته موضعِ من در این گفتگو طلبگی است نه سینمایی و تلویزیونی. من دارم برای خودمان نسخه می‌پیچم، گناه و نقصان دیگران را که بارها گفته و می‌گویند.

سایت مشاورفیلم: اگر سوال را کمی مصداقی تر مطرح  کنیم، به نظرم خوب است این مسئله را بحث کنیم که افراد و مراکز و موسسات حوزوی که چنین مسئولیت‌هایی را به عهده داشته‌اند چه اندازه با تعریف مطلوب قرابت دارند؟
آقای اسدی زاده: همان‌طور که عرض کردم سابقه هم‌نشینی طلبه‌ها و فیلمسازان غالبا حول محور نقد بوده و این سابقه نیز منجر به فاصله بیشتر شده است. به نظرم شأن نقد با توجه به شناخت ما از این عرصه فقط طردا للباب است. ضمن این‌که در نقد هم لازم است مبانی طلبگی حفظ شود. ما در حوزه یاد گرفته‌ایم که آبروی مومن از خونش محترم‌تر است و یادگرفته‌ایم که عیب دیگران در خفا و خصوصی مطرح کنیم اما متاسفانه سابقه غالبی نقدهای سینمایی و تلویزیونی این‌گونه نیست. هر کس با هر سطح شناختی با هر رسانه ممکنی احساس تکلیف کرده و به اثر یا صاحب اثر آنگونه که می‌پنداشته تاخته است که به نظرم هیچ‌کدام از این رویه‌ها طلبگی نیست.
حرفم این است كه در عالم رسانه‌اي كاري كه براي ما طلبه‌ها روي زمين مانده است اولا و بالذات شناخت و توليد رسانه‌اي است؛ ما درتعریف ملا مي‌خوانديم،كسي است كه اولويت‌ها را تشخيص بدهد؛ خوبتر را از خوب تشخیص بدهد، كسي كه خوب را از بد تشخيص بدهد كه ملا نيست او عاقل است است؛ عرضم این است که این مراکز و افراد برایشان اولا بر اساس اولویت‌ها نقد، شأن آخری دارد ولی بیشترین کاری که انجام داده‌اند نقد است و ثانیا این نقد را هم مبتنی بر یک دانش‌رسانه‌ای و طلبگی انجام نداده‌اند. نگاه کنید به غالب ادبیات نقدها که فارغ از عدم ابتناء آنها به مبانی درست، مملو است از ظن و گمان غلط نسبت به فیلم و فیلمساز و العیاذ بالله گاهی غیبت و تهمت‌های ناروا!
ببینید این‌که بی‌مبنایی در نقد در سینمای ایران به یک هنجار تبدیل شده نباید منِ‌طلبه را غافل کند ما یاد گرفته‌ایم که اول موضوع را بشناسیم و سپس با توجه به مبانی درباره آن موضوع سخن بگوئیم. این یک مدرسه فکری است که در عالم سینما هم باید از آن تبعیت کنیم.
بگذارید چند مثال عرض کنم؛ اخیراًجمعي از دوستانِ‌جوان قصد قربت كرده بودند كه نقد كنند يك سريالي را و بنده را هم دعوت کرده بودند؛ از اين بچه‌ها دوتا سئوال كردم اول اینکه چند قسمت سريال پخش شده گفتند: سيزده قسمت پرسیدم چه کسی سيزده قسمت را ديده؟ جالب است هيچ كس سيزده قسمت را نديده بود، بهترينشان ده قسمت را ديده بود، بعد دومين سئوال را كردم، چه کسی در چيزهايي كه نوشته یک حُسن نوشته؟ باز هم فقط يك نفر. بعد حالا چيزهايي كه نوشته بودند را بحث ‌كرديم مثلا اين كه مي‌گويي فلان شخصیت چرا سيگار دستش است و چرا كراوات زده است دقت کرده‌ای که این کاراکتر بَدمن ماجرا و ساواکی است و باید بد بودنش را مخاطب باور کند!؟ و سایر این موارد که در نوشته‌ها بود یکی یکی بحث کردیم و روشن شد خیلی‌هایش لازم است به محک دانش ما از درام، سنجیده شود. و روشن شد که آن بخشی که درست هم هست لازم نیست منتشر شود و باید یواشکی به گوش فیلمساز برسانیم. یا چند وقت قبل يك جمعي جلوي صدا و سيما تحصن كرده بودند براي عدم اکران فيلم رستاخيز و داشتند شعار مي‌دادند، من از ماشين پياده شدم و به برادر جواني كه پلاكارد دستش بود گفتم كه تو فيلم را ديده‌اي؟ گفت: نه شنیده‌ام! گفتم مي‌داني فيلم را كي ساخته؟ گفت آقاي درويشي گفتم بله روي پلاكارد تو هم نوشته درويشي حيا كن. آمده‌ام جلو كه به تو بگويم اسم اين آدم درويشي نيست! این برخوردهای عجولانه و غالبا جاهلانه البته طلبگی نیست.
خوب است به رفتار مرحوم امام(ره) که متکی بر مبانی است نگاه کنیم، ایشان بر اساس مبانی آن فتوای معروف حلیت درباره سریال پائیز صحرا را دارند و هم فتوای اعدام را برای توهین به حضرت زهرا(س) در رادیو و هر دو فعل صد در صد طلبگی و با شناخت موضوع و مبانی تعریف می‌شود.
به نظرم اين فضاي نقدی که در بین افراد و موسسات تا کنون رایج بوده البته ناخواسته بوده است من خودم در اين فضا جلسه گرفته‌ام و حرف زده‌ام ولی اين فضاي ناخواسته منجر شده به اينكه ما از آن چيزي كه مد نظرمان بوده فرسنگ‌ها از آن فاصله بگيریم.
سایت مشاورفیلم: با توجه به مشاوره‌هايي كه براي برنامه‌هاي مختلف داشتيد، حضور و فايده مشاور را در این مصادیق و تجربه های انجام شده توضیح دهید.
آقای اسدی زاده: فایده ما را اجازه بدهيد بچه‌هاي سينما و تلویزیون بگويند؛ اگر من بگويم انگار كه من ملا هستم و آن‌ها ياد گرفتند در حالی که این یادگیری‌ها طرفینی بوده و بنده گاهی نگاه‌هایم اصلاح شده.
مسئله این است که اگر کار کنیم تأثیرات فراوان دارد؛ از دیالوگ و سکانس و شخصیت گرفته تا قسمت و حتی کل اثر. مثلا کاری تدوین شده بوده و من به عنوان یک طلبه از فیلمساز خواسته‌ام به خاطر فلان مصلحت فیلم را توزیع نکند و او هم این ‌کار را کرده است توقع تأثیر از این بیشتر که نداریم؛ این هم محقق شده است.
سایت مشاورفیلم: برای درک این تأثیر از سریال پرده نشین مثال بزنید. شما سر پروژه پرده نشين از اول حضور داشتيد؟
آقای اسدی زاده: پرده نشين را از اول بوده ام. دوستان این پروژه همه حرف‌های من را در همه مراحل کار از فیلمنامه تا تدوین شنیدند و به اکثریت آن‌ها هم عمل کردند والبته خدا را شکر که به برخی‌هایش عمل نکردند(خنده)
ببینید این که شما می‌فرمائید چقدر به حرف شما گوش کرده‌اند را اساسا سوال درستی در باب مشاوره مذهبی سریال نمی‌دانم ما برادرانه به هم کمک طرفینی می‌کنیم و اثر و دانش ما هم در این فرایند ارتقاء می‌یابد. ببینید بعد از پخش سریال پرده‌نشین رفتم حرم حضرت معصومه(س)از خدا تشكر كردم كه كارگردان در برخی جاها به حرف من گوش نداده است؛ یعنی مثلاً من صد مطلب به ايشان مي‌گفتم و ايشان بيشترش را انجام مي‌داد ولي ده تايش را انجام نمي‌داد؛ حالا من خدا را برای آن بخشی که گوش نکرده بود شکر می‌کردم می‌دانید چرا؟ چون عقبه و دانش او از درام بیشتر از بنده بود و واقعيت آن فضا را بهتر مي‌دانست؛ اگر آن كارهايي كه من مي‌گفتم همه را انجام مي‌داد ديگر فيلم جذاب نبود، به لحاظ مفهومی شاید فيلم خوب‌تر و درست‌تری بود ولي مردم نمي‌ديدند و اگر مردم نمی‌دیدند اساسا برای چه ساخته شده بود!؟
البته باید بگویم در فیلمنامه گفتگوهای مفصلی کردیم و موثر بود در ضبط یکی از دوستان طلبه دائما حضور داشت و مباحثش شنیده می‌شد و من هم متناوب می‌رفتم. آقای شعیبی در تکنیک و محتوا حقیقتا سنگ تمام می‌گذاشت. در فينال آقاي رضوي مي‌گفتند تا حاج آقا ندیده و تأیید نکرده‌اند نهایی نیست. مثلا در مرحله تدوین چون می‌دانستم چقدر زحمت کشیده‌اند و می‌‌دانستم چقدر گرفتاری دارد برای خودم خیلی سنگین بود مواردی را طرح کنم اما اینقدر آقای رضوی و شعیبی و غالب دوستان پروژه بزرگوارانه برخورد می‌کردند که بنده چیزی را از قلم نیانداختم مثلا برای تصحیح قرائت کلمات عربی بازیگران را خواستند و هرجا که لازم بود دوباره صداگزاری کردند و... ببینید گفتن اینها راحت است ولی در عمل است که متوجه می‌شوید چه تلاش و جهادی می‌کنند.
و یا تمام بازیگرانی که با من بودند در طلا‌و‌مس و پرده‌نشین و جاهای دیگر، نشده با این بزرگواران حرف بزنیم و بگویند که نه من این کار را نمی‌کنم و به نسبتی که من وقت گذاشتم و بلد بودم موثر واقع شده. آقای برق‌نورد دیالوگ‌های سخت عربی را بارها و بارها تمرین می‌کرد تلفنی و اینترنتی و حضوری کار می‌کردیم و خدا می‌داند تقاضا از سمت این بزرگوار بود نه تحمیل ما و البته ببینید نتیجه عالی را.
آقای اسدیان وقتی به قم تشریف آوردند دنبال بازیگری بودند برای نقش سیدرضا. توجه کنید که یک فیلمساز چقدر می‌تواند متعهد باشد. ایشان می‌گفت که من نمی‌خواهم یک سوپر استار نقش طلبه را بازی کند، یکی باشد که یک مقدار در این فضا باشد، اصلاً بیایید و یک نسخه اصل پیدا کنید تا اثر درست برگزار شود. تشریف آوردند قم که با هم بگردیم و یک نسخه اصل پیدا کنیم و بعد خدا یک رفاقت و برادری بین ما ایجاد کرد که ایشان اینقدر به ما لطف داشتند شرمنده می‌شدیم؛ به ما فیلم‌نامه ‌دادند و مفصل بنده و برخی دوستان طلبه با ایشان و آقایان محمدی گفتگو کردیم‌، سر صحنه هم هر وقت من رفتم ایشان نکته‌هایی را که گفتم شنیدند؛ خیلی وقت‌ها من خودم حیا می‌کردم به هر حال دانش سینمایی من در حد شاگردی ایشان هم نیست ولی باز به حرف‌هایم توجه می‌کردند.
در سایر جاها هم به یاد ندارم  مطلبی را دوستان فیلمساز توجه نکنند و ثمره این را هم آن‌ها دیدند هم ما. وقتی که این کارها در می‌آید خدا می‌داند نتیجه اثر بیشتر و بهتر از تصور من بوده و البته من ِطلبه در این حوزه یک مرحله جلو رفته‌ام. به نظرم با لطف خدا کارها به واسطه این تعامل، واقعی‌تر شده و ما غالبا برای رئالیسم کار کوشیدیم نه در مبانی کار. همه این بچه‌های فیلم‌ساز باهوش هستند و مبانی را برای اهداف پاک و درستی تدوین کرده‌اند و ما غالبا در چگونگی تصویر جزئیات متمرکز شده‌ایم.
سایت مشاورفیلم: اگر صلاح میدانید کمی جزئی تر موارد را تبیین کنید.
آقای اسدی زاده: باید در جزئیات به سختی‌ها اشاره کنم و بعد به نظرات تا فاصله نقد و مشاوره هم تبیین شود. من رفتم سر پروژه پرده نشین به قدری سرد بود که بچه‌های لباس رفتند برای من از انبارِ لباس، کت آوردند. حالا داشتند تصویر وضو گرفتن را می‌گرفتند، آقای دستیار می‌گفت برداشت 21! گفتم 21؟ دستیار گفت بله تا 30 هم می‌رود.
در شب در هوای سرد بچه‌ها وضو می‌گرفتند و نباید بدنشان گرم می‌بود چون نباید بخار می‌کرد، این‌ها پیراهن تابستانی می‌پوشیدند قبل از ضبط می‌لرزیدند و وقت ضبط نباید می‌لرزیدند و تازه برداشت21! حالا وقتی ببینی یک جای دیگر این کار ایرادکی هم دارد، مبانی طلبگی می‌گویدکه این ایراد نباید به این عمل بچسبد، این عمل مخلصانه بود، این عمل نه برای خدا که خیلی وقت‌ها برای خداست، که لا اقل الکاد لعیاله بود. بابا این آدم داشت قدر کار معدن زحمت می‌کشید؛ از سختی کار هر چه بگویم تا وقتی سر پروژه نرفته‌اید درک نمی‌کنید. وقتی می‌روم سر ضبط بیشتر مواقع خجالت می‌کشم که این آدم‌ها برای بیان حرفی که وظیفه ما است اینقدر زحمت می‌کشند و برخی از دوستان مثلا منتقد درباره‌شان این قضاوت‌های جاهلانه دارند.
حرف پرده نشین حرف اولا و بالذات دغدغه آن‌ها است یا ما!؟ وظیفه من را او دارد انجام می‌دهد حالا از من خواسته کمکش کنم. حالا منِ مشاور مذهبی رفتم و این کار را کردم؛ آقایان منتقدین، از من حسین اسدی و آن فیلمساز که تجربه‌های اولمان در این وادی است چه توقعی دارید!؟ ای اهل انصاف صبر کنید من تضمین می‌دهم پنجاهمین کارمان نتیجه حداکثری می‌دهد ولی این جماعت با برخوردهای عجولانه و ناآگاهانه‌شان فیلمسازان را دلسرد می‌کنندو ما را شرمنده!
این بچه‌ها که اینقدر آزادانه درباره این بچه‌ها صحبت می‌کنند آیا تصور می‌کنند که برداشت سی‌ام این کار در آمده است؟ حالا یادم است که در طلاومس آقای اسعدیان می‌خواست دیالوگ کوتاه یک بازیگر را بگیرد خدا شاهد است پانزده بار این یک جمله را گرفت تا دربیاید؛ این خاطره برای من همیشه درس‌آموز بوده، قابلمه‌ای در فیلم است، می‌خواستند جوشیدن قابلمه را بگیرند، اینسرت بود، حدود چهار ساعت طول کشید نور بدهند، صحنه را آماده کنند و آن را بگیرند. بعد آقایی می‌گوید کل پروژه اسرائیلی است؛ این رفتارهای ناآگاهانه یا معاندانه دیگر نمی‌گذارد که منِ طلبه و آن فیلمساز وارد تاثیر و تاثر بشویم. به قول سینمایی‌ها با کات درست نمی‌شود، دیزالو بردار هم نیست، این فید به سیاهی است.
در مورد رستاخیز هم غالب این چیزها اتفاق افتاده است. بعد از حذف فیلم از اکران، از طرف یکی از علما به من زنگ زدند که صلاح است چه موضعی بگیریم؟ گفتم خواهش می‌کنم موضع نگیرید، آدم زده که زدن نمی‌خواهد. آقای درویش را که همه زده‌اند شما دیگر چیزی نفرمائید. چه لزومی دارد ؛ اگر قرار بود که محقق بشود که جلویش را به گونه‌ای گرفته‌اند که با مجوز حضرتعالی حل نمی‌شود و البته شما هم داعیه مجوز دادن ندارید. اگر هم قرار است که محقق نشود هم که نشده شما بر این تنور ندمید. والحمد لله ایشان پذیرفتند که بیانیه تحریم ثمره معتدبه ندارد و سکوت کردند. طردا للباب عرض کنم دوستان طلبه وقتی مطلبی درباره فیلم به نظرشان می‌رسد اگر از سایر دوستان ‌شان که در این وادی تطوری دارند مراجعه کنند اکثر مشکلات حوزه نقد که متذکر شدم اصلا به وجود نمی‌آید.

 

×

نسخه آزمایشی
جستجو